تلخند

دلیل سرفه های من را نپرس و باور کن

که هر که تجربه عشق داشت سیگاری است!

ا.قدیانی

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت توسط تلخند| |

...

به چهره ها و راهها چنان نگاه می کنم که کور می شوم
چه مدتی است دلربا ندیده ام تو را؟
تو مهربان من بیا کنار پنجره

 

...

رضا براهنی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت توسط تلخند| |

سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمايل شقايق نيست!
راستی خبرت بدهم
خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند!
بی‌پرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
يادت می‌آيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت می‌نويسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

شعر: سید علی صالحی

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت توسط تلخند| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ